عنوان
مقايسه نتايج روش هاي گچ گيري و بانداژ پيچ خوردگي مچ پا در بيماران مراجعه كننده به اورژانس بيمارستان پورسينا شش ماهه اول سال 1398
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
زمينه: در افراد داراي فعاليت¬هاي ورزشي و نظامي، مچ پا از شايع¬ترين مكان¬هاي آناتوميكي بدن است كه دچار آسيب مي¬شود. آسيب مچ پا يك مساله بزرگ پزشكي و اجتماعي اقتصادي است زيرا شيوع آسيب¬هاي مچ پا بالا بوده و هزينه درمان و مدت غيبت از كار در اين آسيب زياد است. زمان بهبودي كامل پيچ خوردگي مچ پا معمولاً چهار تا شش هفته است و بهترين كاري كه در اين مدت بايد انجام داد حمايت از مچ پا است. حتي پارگي هاي كامل ليگامان هم معمولاً با مدتي حمايت از مچ پا بهبود مي¬يابند. باتوجه به اين¬كه در مطالعات مختلف روش-هاي درماني متفاوتي براي آن پيشنهاد شده است لذا ما در اين مطالعه به بررسي بانداژ و گچ¬گيري در درمان پيچ¬خوردگي مچ پا دراورژانس بيمارستان پورسينا پرداختيم تا با تعيين روش مطلوب¬تر در جهت برگشت هر چه سريع¬تر بيماران به كار وفعاليت بويژه در فعاليت¬هاي ورزشي كه از اهميت ويژه¬اي برخوردار است موثر باشيم.
مواد و روشها: اين مطالعه بصورت كارآزمايي باليني طراحي شده است. بيماران مراجعه كننده به اورژانس بيمارستان پورسينا كه با تشخيص پيچ¬خوردگي مچ پا اقدام درماني نياز داشتند طي مدت 6 ماه وارد مطالعه شدند. به همين منظور بيماران مراجعه كننده مورد معاينه قرار گرفتند و براساس شدت آسيب به 2 تايپ تقسيم شدند. بيماران سپس با توجه به اين كه درمان تايپ 1 و 2 با هم متفاوت مي¬باشد، تايپ 1 از مطالعه خارج و بيماران براساس شدت آسيب ليگامان¬ها طبق طبقه¬بندي clanton and mcgarvey به تايپ2 گروه 2، تايپ A كه در اين مطالعه مورد نظر است وارد شدند، (تيپ II- مچ پاي ناپايدار با تست انتريوردراور مثبت يا تست تالارتيلت مثبت يا هر دو، گروه 2 افراد بيمار ورزشكار و يا با فعاليت بالا، تيپ A: راديوگرافي تست استرس منفي؛ درمان عملي).
بيماراني كه معيارهاي ورود به مطالعه را داشتند براساس بلوك¬هاي تصادفي چهارگانه كه با توجه به تعداد نمونه حدود 20 بلوك بود به 2 گروه A (گچ¬گيري) وB (بانداژ) تخصيصي تصادفي گرديد. سپس 3 هفته از شروع درمان بيماران ويزيت شدند، گچ يا بانداژ باز ومجدد معاينه شدند و همچنين توصيه¬هاي لازم شامل پرهيز از فعاليت¬هاي ورزشي و ..... داده شد. بعد از آن پيگيري بيماران پس از 6 هفته وسه ماه از درمان بعمل آمد و نتايج درمان ازجهت بهبودي كامل يا Sprain مجدد، زمان بازگشت به كار و فعاليت و ميزان درد مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفت و پيامد درماني و علائم و يا عوارض احتمالي بيماران، نوع درمان استفاده شده و ساير اطلاعات مورد نظر توسط چك ليست از پيش تهيه شده جمع¬آوري شد و نتايج به¬دست آمده تحت آناليز آماري قرار گرفت.
نتايج: از 78 بيمار مورد مطالعه: ميزان درد براساس VAS بعد از 3 هفته و بعد از 6 هفته در گروه بانداژ از ميانگين و ميانه كمتري نسبت به گروه گچ¬گيري برخوردار بوده است و اين اختلاف از لحاظ آماري معني¬دار است. به¬طوركلي روند كاهشي درد در گروه بانداژ از شيب تند¬تري نسبت به گروه گچ¬گيري برخوردار مي¬باشد. معيار AHS بعد از 3 هفته و بعد از 6 هفته و بعد از 12 هفته در دو گروه مورد مطالعه از ميانگين و ميانه يكساني برخوردار بوده است و. به اين معني كه سير بهبودي دو روش درماني بانداژ و گچ¬گيري يكسان ولي از لحاظ آماري اختلاف معني¬دار نداشته است. درصد عود پيچ¬خوردگي در گروه بانداژ 69/7% (3 مورد) و در گروه گچ¬گيري 56/2% (1 مورد) بوده است. اما از لحاظ آماري اين اختلاف معني¬دار نيست. مدت زمان محدوديت فعاليت در گروه گچ¬گيري نسبت به گروه بانداژ از ميانگين و ميانه پايين¬تري برخوردار و به ترتيب 56/29 و 28/32 بوده است و اين اختلاف از لحاظ آماري معني¬دار است.
تغييرات نمره درد وهمچنين توزيع فراواني عود پيچ¬خوردگي و تغييرات نمره بهبودي AHS در بين زمان¬هاي اندازه¬گيري هم در گروه بانداژ و هم در گروه گچ گيري برحسب جنس و گروه سني و وضعيت BMI به¬طوركلي از لحاظ آماري اختلاف معني¬دار نداشته است.
نتيجه¬گيري: در اين مطالعه درمان به روش گچ¬گيري موجب كاهش روزهاي محدوديت فعاليت و برگشت سريع¬تر بيماران به كار و فعاليت روزانه مي¬شود و در روش بانداژ ميزان درد بيماران سريع¬تر كاهش يافته است.
شماره ركورد
32534
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي گيلان