عنوان
بررسي تاثير توانبخشي قلبي بر ميزان رضايت جنسي بيماران بعد از جراحي عروق كرونري قلب
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: تغييرات عروقي، مصرف داروها، سن بالا، مشكلات رواني (افسردگي، اضطراب، استرس، ترس از انفاركتوس مجدد و مرگ) در هر شريك جنسي مي¬تواند موجبب اختلال در فعاليت و رضايت جنسي مبتلايان به سندرم حاد كرونري شود. كه عدم رضايت جنسي، موجب كاهش در سلامتي، طول عمر، رضايت از زندگي، اختلال در رشد و تعالي زوجين و گسستگي رابطه زناشويي مي¬شود. در اين مطالعه به بررسي تاثير توانبخشي قلبي بر ميزان رضايت جنسي بيماران بعد از جراحي عروق كرونري قلب پرداخته شد.
مواد و روش¬ها: مطالعه حاضر بصورت توصيفي تحليلي به بررسي كليه بيماران جراحي عروق كرونر قلب تحت پوشش مراكز توانبخشي رشت و تهران پژوهش در سال 98- 1397 بر روي تعداد 108 نفر پرداخت. براي گردآوري دادهها از يك پرسش¬نامه مشتمل بر دو بخش (دموگرافيك و رضايت جنسي لارسون) استفاده شد. قسمت اول پرسش¬نامه شامل سوالاتي نظير سن، جنس و سطح تحصيلات، براي توصيف مشخصات فردي واحدهاي پژوهش بود. بخش دوم، پرسش¬نامه رضايت جنسي Larson بوده كه داراي 25 سؤال در طيف ليكرت پنج گزينهاي است. پرسش¬نامهها در دو نوبت بين مشاركت¬كنندگان توزيع و اطلاعات لازم اخذ شد. بار اول، قبل از شروع برنامههاي توانبخشي قلبي و بار دوم، بعد از گذشت حداقل شركت در 10 جلسه برنامه توانبخشي قلبي. داده¬هاي جمعآوريشده از مراحل مختلف سنجش (پيشآزمون و پسآزمون) كدبندي شده و سپس با استفاده از نرمافزار 18SPSS مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. ميانگين متغير رضايت جنسي بعد از مداخله نسبت به ابتداي پژوهش با استفاده از آزمون Paired T Test (تي زوجي) و يا معادل ناپارامتريك آن Wilcoxon (ويلكاكسون) انجام گرديد. جهت تعيين تأثير مداخله بر روي پيامد (رضايت جنسي) با تعديل اثر مخدوشكنندههاي احتمالي نيز از آزمونANCOVA (تحليل كوواريانس) استفاده شد. سطح معنيداري آزمونها 05/0>P درنظر گرفته شد.
نتايج: ميانگين سني افراد مورد مطالعه 37/6±60/58 سال با ميانه 50/59 سال بود؛ كمترين سن 39 سال و بيشترين سن 70 سال بود. (3/71%) 77 نفر از بيماران مرد و بقيه زن بودند. نمره رضايت جنسي بيماران بعد از مداخله به¬طور معنيداري نسبت به قبل افزايش داشت (001/0>p). از نظر سطح رضايت جنسي بيماران بعد از مداخله نسبت به قبل اختلاف آماري معنيداري مشاهده شد (001/0>p). در 28 بيمار سطح رضايت جنسي نسبت به قبل بهتر شده بود. در هيچ مورد نيز سطح رضايت جنسي بيماران نسبت به قبل بدتر نشد. بين اختلاف نمره رضايت جنسي قبل و بعد مداخله با سن، گروه سني زير 60 سال، جنسيت، تعداد سال¬هاي ازدواج، مدت ابتلا به بيماري قلبي، بيماريهاي همراه، مضعيت شغلي، سطح تحصيلات و وضعيت اقتصادي رابطه معني داري مشاهده نشد (05/0<p).
نتيجه¬گيري: براساس نتايج، نمره رضايت جنسي بيماران بعد از مداخله به¬طور معنيداري نسبت به قبل افزايش داشت. از آنجا كه علي¬رغم توصيه سازمان¬هاي بهداشتي مبني بر ارزيابي و مشاوره مسائل جنسي در بيماران قلبي به اين نكته توجه نمي¬شود. باتوجه به نتايج پژوهش حاضر لازم است عملكرد جنسي بيماران كانديد عمل توجه بيشتري شود و با آموزش¬هاي لازم قبل، حين و بعد از عمل بيمار را براي رويايي با شرايط آتي آماده كرد.
شماره ركورد
33057
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان