عنوان
بررسي ارتباط ادراك بيماري و كيفيت زندگي سالمندان مبتلا به نارسايي قلبي بستري در بيمارستانهاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي گيلان در سال 1396
محل تحصيل
لنگرود
چكيده
چكيده:
مقدمه : ازجمله بيماري هاي مزمن شايع سالمندي ،نارسايي قلبي است. با توجه به ماهيت ناتوان كننده اين بيماري، در مراقبت از اين بيماران بايد همه جنبه هاي زندگي از جمله كيفيت زندگي مورد توجه قرارگيرد. بنابراين داشتن يك فهم كامل از ادراك بيماري، براي هدايت فرد به سمت كيفيت زندگي خوب ، مفيد و مؤثر است. مقصود از ادراك بيماري شناخت بيماران از بيماري خودمي¬باشد كه توسط بيمار و بر پايه جذب اطلاعات از منابع مختلف و باورهاي وي شكل مي گيرد. لذا اين پژوهش با هدف تعيين ارتباط ادراك بيماري و كيفيت زندگي سالمندان مبتلا به نارسايي قلبي بستري در بيمارستانهاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي گيلان انجام شده است.
روش كار: پژوهش حاضر يك مطالعه تحليلي –مقطعي است كه بر روي 135 نفر از سالمندان 60 سال و بالاترمبتلا به نارسايي قلبي بستري در بيمارستانهاي آموزشي استان گيلان در سال 1396به روش نمونه گيري در دسترس انجام گرفته است. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافيك، پرسشنامه¬كيفيت زندگي¬ويژه¬بيماران قلبي(مينه¬سوتا) كه21 سوال بوده و محدوديت هاي جسمي، رواني و اجتماعي – اقتصادي ناشي از علايم نارسايي قلبي را در يك ماه گذشته مي سنجد وپرسشنامه¬ادراك بيماري كه داراي 9 خرده مقياس بوده و بر اساس ميانگين نمره كسب شده، گزارش مي شود ، جمع آوري گرديد. به منظور تجزيه و تحليل داده ها ازآزمون هاي آماري توصيفي نظير ميانگين و انحراف معيار و آزمون هاي آماري تحليلي نظير آزمون تي مستقل وضريب همبستگي پيرسون با نرم افزار SPSS نسخه16 در سطح معني داري 05/0استفاده شده است.
نتايج: نتايج نشان داد كه بين درك از بيماري با كيفيت زندگي و ابعاد آن در سالمندان ارتباط آماري معني داري وجود نداشت. ميانگين و انحراف معيار بعد جسمي كيفيت زندگي(5/9± 7/27) و ميانگين و انحراف معيار بعد اجتماعي-اقتصادي كيفيت زندگي (6/ 5 ± 5/21)و ميانگين و انحراف معيار بعد روحي- رواني كيفيت زندگي(8/2± 2/12) بود. خرده مقياس طول مدت بيماري (عبارت 2) با كيفيت زندگي و بعد جسمي و اقتصادي كيفيت زندگي ، همبستگي معنـي دارمستقيم داشت( 05/0p< ). اما كنترل درمان(عبارت4 ) با كيفيت زندگي و بعد روحي رواني همبستگي معنـي دارمعكوس داشت( 05/0p< ) .همچنين خرده مقياس نگراني در مورد بيماري(عبارت6)و عواطف (عبارت8 ) با بعد روحي –رواني كيفيت زندگي همبستگي معنـي دارمستقيم داشت( 05/0p< ). هر چه طول مدت بيماري بيشتر باشد كيفيت بعد جسمي و كيفيت كلي زندگي پايين تر است وهزينه اقتصادي بيشتري براي بيمار به دنبال دارد.( 05/0p< ). هر چه كنترل درمان بيشتر باشد كيفيت زندگي افزايش مي يابد وسالمندان روحيه بهتري خواهند داشت .( 05/0 p< ) . هر چه نگراني در مورد بيماري و واكنش عاطفي به بيماري بيشتر باشدكيفيت بعد روحي رواني پايين تر است .( 05/0p< ) .همچنين بين ادراك و كيفيت زندگي با كنترل برخي متغيرها يعني دفعات بستري به علت نارسايي قلبي و دفعات بستري به علت مشكلات غير قلبي ارتباط آماري معني دار مستقيم و با درآمد ارتباط آماري معني دار معكوس وجود داشت . هر چه دفعات بستري به علت بيماري نارسايي قلبي و به علت مشكلات غير قلبي بالاتر باشد ، كيفيت زندگي پايين تر است و هر چه درآمد بيشتر باشد كيفيت زندگي بهتر مي باشد(05/0 p<).كيفيت زندگي اكثر سالمندان (1/51 %) متوسط مي باشد.
نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه بر اساس يافته ها نشان داد، از آنجايي كه اكثريت افراد مورد مطالعه درك از بيماري متوسط و بالايي داشتند و از طرف ديگر كيفيت زندگي متوسط و بالايي را گزارش نمودند بنابراين ادراك بيماري به عنوان يك پديده مهم روان شناختي مي¬تواند در بيماريهاي مزمن مورد توجه قرار گيرد . هر جند كه از نظر آماري بين ادراك بيماري و كيفيت زندگي سالمندان مبتلا به نارسايي قلبي در اين مطالعه ارتباطي ديده نشد.همچنين نتايج اين مطالعه مي تواند در طراحي سياست هاي پيشگيرانه ، شناسايي بيماران با ريسك بالا و برنامه ريزي براي مداخلات رواني بر پايه ادراك بيماري مفيد باشد.
كليد واژه ها: درك از بيماري، سالمند، كيفيت زندگي،نارسايي قلبي
شماره ركورد
3373
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان