• عنوان

    سيماي خضر در آثار منثور عرفاني تا قرن هفتم هجري

  • نويسنده اصلي

    غلامي زارع زاده،فاطمه

  • محل تحصيل
    دانشگاه ولي عصر
  • مقطع تحصيلي
    ارشد
  • چكيده
    يكي از داستان هاي تاريخي و در عين حال سمبليك قرآن كه به دلايل مختلف در متون عرفاني بارها تكرار شده، داستان ملاقات موسي و خضر (عليهما السلام) است كه به دلايل ظرايف و پيام هاي گوناگون آن بستر مناسبي براي عرفاي مسلمان و تأويلات باطن‌گرايانة ايشان ايجاد كرده است. داستان خضر و موسي (ع) به دليل نوع حوادث و، وقايع و اعمال به ظاهر عرف، اين امكان را براي عارفان فراهم كرده است كه با قرائت ها و زواياي مختلف به تأويل و تحليل ماجرا اين دو بزرگوار بپردازند. مفسران قرآن نيز براي درك فهم آيات به روش هاي مختلفي تمسك جسته اند؛ عده اي عقل را منبع درك و فهم آيات قرآن قرار داده اند و عده اي ديگر با توسل به احاديث و روايات آيات قرآن را تفسير كرده اند. در اين ميان تنها تفاسير عرفاني با روش كشف و شهود درصدد فهم آيات قرآن كريم برآمده و رويكرد تأويل گرايانه اي ارائه كرده اند. به منظور تحقق نگاه عرفاني به اين داستان بر آن شديم تا سيماي خضر را در ادبيات منثور عرفاني از ابتدا تا قرن هفتم هجري قمري مورد بررسي قراردهيم. در اين پايان‌نامه سعي بر آن شد كه مدعيات مسطور در تأويلات مختلف كتاب‌هاي مشهور عرفاني از سده‌هاي نخستين تا قرن هفتم هجري با سياق داستان و ساير عبارات قرآني مقايسه شده و به دقت مورد بررسي قرار گرفته است كه در اين ميان به ديگر جنبه‌هاي عرفاني داستان و استفاده‌هاي سلوكي از داستان و رابطه پير و مراد نيز توجه شده است.
  • شماره ركورد
    48571
  • دانشگاه
    دانشگاه وليعصر رفسنجان
  • استاد مشاور
    رويين تن فرهمند
  • رشته تحصيلي
    زبان وادبيات فارسي
  • استاد راهنما
    محسن پورمختار