عنوان
بررسي اثرات نرخ ارز برتراز تجاري ايران با برخي از شركاي تجاري
نويسنده اصلي
محمودي ،زهرا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر﴿عج﴾
مقطع تحصيلي
ارشد
چكيده
اين پاياننامه به بررسي اثرات نرخ ارز بر تراز تجاري ايران با برخي از شركاي تجاري (چين، فرانسه، آلمان، ايتاليا، ژاپن، كره جنوبي، سوئيس، تركيه، امارات متحده عربي و انگلستان) با استفاده از داده¬هاي سالانه، طي دوره¬ي زماني 1393-1355 مي¬پردازد. ابتدا براي بررسي پايايي متغيرها از آزمون ديكي فولر تعميميافته استفاده شده و براي تعيين روابط بلند¬مدت و پويايي¬هاي كوتاه¬مدت ميانتراز تجاري ايران با متغيرهاي نرخ ارز واقعي، توليد ناخالص داخلي واقعي ايران و توليد ناخالص داخلي واقعي شركاي تجاري با استفاده از روش اقتصادسنجي الگوي خود رگرسيوني با وقفه¬هاي توزيعي برآورد گرديده و پايداري مدل-هاي بلند¬مدت تراز تجاري نيز با استفاده از آزمون¬هاي ثبات ساختاري CUSUM و CUSUMSQ بررسي شده است. نتايج تجربي دلالت بر اين دارد كه در پاسخ به افزايش نرخ ارز (كاهش ارزش پول داخلي)، در كوتاه¬مدت؛ تراز تجاري بين ايران و كشور امارات متحده عربي تضعيف ميشود اما براي انگلستان اين اثر باعث بهبود تراز تجاري مي¬شود. براي كشورهاي آلمان، فرانسه، كره جنوبي، امارات و سوئيس اين اثر در كوتاه¬مدت بي-معني است. مضاف بر اينكه در بلند¬مدت افزايش نرخ ارز باعث بهبود تراز تجاري براي ژاپن و تضعيف تراز تجاري انگلستان مي¬شود. درحاليكه براي ساير كشورها اين اثر در بلند¬مدت بي¬معني است همچنين نتايج حاكي از عدم تأييد وجود منحني جي براي تمامي كشورها است. و تنها براي كشور انگلستان منحني جي معكوس تأييد مي¬شود. در ارتباط با تأثير توليد ناخالص داخلي واقعي براي كشورهاي چين، آلمان، ژاپن كره جنوبي و سوئيس بر تراز تجاري ايران نيز نتايج نشان دهنده مثبت و معني¬دار بودن اين ضريب است. همچنين واكنش تراز تجاري ايران نسبت به توليد ناخالص داخلي واقعي ايران در ارتباط با اكثر شركاي تجاري آن منفي و معنادار بوده است.
شماره ركورد
49649
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
حبيب انصاري ساماني
رشته تحصيلي
اقتصاد
استاد راهنما
وحيد فرزام