عنوان
تحليل نشانه شناسي اشعار محمد رضا شفيعي كدكني
نويسنده اصلي
عباس زاده افشار ،مهين
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر﴿عج﴾
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
بررسي و تحليل متون ادبي از ديدگاه نشانهشناسي و خصوصاً نشانهشناسي شعر، يكي از شيوههايي است كه امروزه مورد توجّه منتقدان و نظريه پردازان ادبي قرار گرفته است. نقد نشانهشناسي از جمله رويكردهاي نظاممند نيمۀ دوم قرن بيستم است كه در تبيين ماهيت و كاركرد متون ادبي نقش داشته است. مايكل ريفاتر، منتقد فرانسوي تبار آمريكايي، در كتاب نشانهشناسي شعر(1978)، چارچوب نشانهشناختي را براي خوانش شعر پيشنهاد كرد كه به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. نظريه نشانهشناسي شعر مايكل ريفاتر متكّي بر ساختارگرايي و واكنش خواننده و همچنين در پي بررسي ارجاع نشانهها به يكديگر در درون متن و ايجاد شبكهاي به هم پيوسته از نشانهها است. اين نظريه ميكوشد تا خاستگاه متن را از طريق زيرانگاشتهايي كه در متن گستردهاند، شناسايي كند و بر انسجام دروني متن علي رغم وجود نادستورمنديها كه از طريق عبور از خوانش اكتشافي به خوانش پسكنشانه نمودار ميشود، دست يابد. خواننده، برمبناي توانش ادبي خود مسيري خلاف جريان سرايش شاعر طي ميكند و به خاستگاه، دست مييابد و در نهايت شيوهاي نظاممند از خوانش متن را ارائه مينمايد. در اين پاياننامه، تعدادي از اشعار دكتر محمّدرضا شفيعي كدكني برمبناي اين نظريه مورد تحليل قرار گرفته است. اين تحليلها، خاستگاههاي متعدّدي چون طرح مسائل دنياي امروز، وداشتن انسان به تأمل دربارۀ آنها، عشق و عرفان، انديشههاي فلسفي(تفكر در مرگ و حيات، هستي و جايگاه انسان در آن) و مفاهيمي از اين دست را نمودار ميسازد. به علاوه، نظامهاي مختلفي چون طبيعت، عرفان، ايران باستان و اسطوره از رهگذر اين پژوهش، به دست ميآيد.
شماره ركورد
50032
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
زهراغريب حسيني
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
جليل شاكري