عنوان
روابط بينامتني شاهنامه با رمان هاي معاصر فارسي پس از انقلاب
نويسنده اصلي
افراسيابي ،فيروزه
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر﴿عج﴾
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
از ديرباز، اظهار نظر راجع به آفرينشهاي ادبي، شامل ارجاعاتي به ديگر متون بوده است. بينامتنيت نظريهاياست كه در اين راستا به وجود آمده است و در كل اصطلاح بينامتني به رابطهاي اطلاق ميشود كه بين دو يا چند متن وجود دارد. شاهنامه پرمايهترين منظومۀ فارسي و مهمترين سند عظمت و فصاحت زبان فارسي است كه رسمها و آيينهاي ديرين را حفظ كرده و گواه شكوه و رونق فرهنگ و تمدّن اين سرزمين است. از آنجا كه شاهنامه و رمان دو نوع ادبي روايي هستند، رمانهاي زيادي با شاهنامۀ فردوسي رابطۀ بينامتني برقرار كردند. هدف اين پژوهش بررسي روابط بينامتنيِ شاهنامه با رمانهايِ معاصرِ فارسي بعد از انقلاب است. حوزۀ انتخاب رمانها بر مبناي نشانه ـ معناشناسي عناوين بوده كه سعي نگارنده در اين زمينه بر اين بوده كه از مهمترين و كاربرديترين نظريات بينامتني در تحليل رمانها استفاده شود. از جمله نظريات ژرار ژنت، لوران ژني و مايكل ريفاتر كه از نسل دوم بنيانگذاران بينامتنيت محسوب ميشوند و نظرات كريستوا و ساير نظريهپردازان نسل اول را تعديل و كاربرديتر كردهاند. بررسيها نشان داد كه رمانهاي قابل توجهي در راستاي شاهنامه شكل گرفتهاند. در واقع ميتوان گفت كه مضامين فرهنگي و هويّتي شاهنامه هنوز، دغدغۀ انديشۀ ايراني است؛ اينكه اگر رمانها در راستا و موازي با انديشهها پيش رفتند بر اين انديشههاي هويّتي تأكيد كردند و اگر در موازي و راستا نبودهاند بر روي هويّت مدرن انگشت نهادهاند كه از لابلاي متن، ميتوان دريغ و تأسّف آنها را از تغييرات هويّتي مشاهده كرد.
شماره ركورد
50175
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
محسن پورمختار
رشته تحصيلي
زبان وادبيات فارسي
استاد راهنما
نرگس باقري