عنوان
چگونگي بر ساخت مناسبات بين جنسيتي در آثار سينمايي منتخب اصغر فرهادي
نويسنده اصلي
اعتمادي نيا ،رضا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
سينما عرصه ي بازنمايي جهان اجتماعي، ذهني و معرفتي انسان هاست. فيلمساز تلاش مي كند خوانش خود از محيط پيرامون را به شكلي كه با ايده ها، آرزوها، خواسته ها و جهان بيني اش سازگار است به تماشاگر نشان دهد. بنا براين مي توانيم عنوان كنيم كه فيلم بازنمايي زندگي است از دريچه ي ذهن. مسائل اجتماعي متعددي در فيلم هاي واقع گرا مطرح مي شود و در اين نوع فيلم ها تلاش مي شود اين مسائل موشكافانه واكاوي شود. اصغر فرهادي، در سينماي ايران فيلم ساز صاحب سبكي است كه تلاش مي كند بنيان هاي زندگي اين روزهاي جامعه ي ايراني را به نمايش بگذارد. در فيلم هاي او، مي توان تضادها، همنوايي ها، دغدغه ها و لايه هاي زير پوستي زندگي ايراني هاي دهه هاي اخير را مشاهده كرد. براي فهم عميق تر فيلم هاي وي، و به عبارت بهتر، بازنمايي وي از واقعيات روزمره ي ما، بهتر است با رشويكردي علمي و دقيق، همراه با چهارچوب نظري مشخصي سراغ سينماي او رفت. جنسيت موضوعي است كه در دو قرن اخير مورد توجه متفكران، هنرمندان، فلاسفه و رفتارشناسان زيادي بوده است. از نوشته هاي فمينيستي و برابري خواهانه گرفته تا پژوهش هايي كه مردانگي و زنانگي را به عنوان متغير تاثير گذار بر بسياري از پديده هاي اجتماعي و فرهنگي در نظر گرفته اند. در پژوهش پيش رو قصد داريم، مناسبات بين جنسيتي را در پارادايمي برساخت گرايانه در فيلم هاي اصغر فرهادي بررسي كنيم. برساخت گرايي رهيافتي برآمده از فلسفه ي علوم اجتماعي است كه تغيير و تحول يك پديده، شكل گيري يك روند و به طور كلي رويه ها و كنش هاي اجتماعي را وابسته به زمينه ي اجتماعي آن ها توضيح مي دهد.سينماي فرهادي، از حيث توليد آثار(كه متاثر از ديدگاه هاي معرفت شناختي فيلمساز است) و نيز از حيث محتوا داراي ويژگي هايي است كه جنسيت، جامعه پذيري، تربيت اجتماعي، برخوردهاي جاري انسان ها با يكديگر، تقابل شخصيت ها، مشكلات موجود در مسير زندگي و... را نشان مي دهد. در اين ميان مي توان جنسيت را عاملي مهم براي فهم رفتارها، نقش ها، حل معماهاي زندگي، مسائل حقوقي و... در نظر گرفت. در واقع ما انسان ها در كالبد خودمان و نقش هايمان محدوديم كه نقش جنسيتي نيز از جمله ي آن ها ست. ما در كودكي به عنوان پسر و دختر وارد خانواده مي شويم، در خانواده با ابتدايي ترين وظايف جنسيتي مان آشنا مي شويم و در جامعه آماده ي پذيرش واكنش ها، رفتارهاي مورد انتظار و آنچه مربوط به جنسيت و نقش جنسي است هستيم. در فيلم هاي فرهادي، به دليل واقع گرايانه بودن و اجتماعي بودنشان، مي توان به راحتي نمونه ي كوچكي از زندگي واقعي چند دهه ي اخير جامعه ي ايراني را مشاهده و تحليل كرد. برساخت گرايي كمك مي كند ما فهم عميق تري از زير لايه هاي رفتارها و پديده ها داشته باشيم. اين پژوهش تلاشي است در جهت فهم برساخت گرايانه ي موضوع جنسيت و مناسبات بين جنسيتي(از قبيل مناسبات اخلاقي، امكانات اجتماعي، حقوق، وظايف، تفاوت هاي ايدئولوژيك و...) براي دستيابي به گفتمان فرهادي در كارنامه ي سينمايي اش، از طريق تكنيك تحليل محتوي و تئوري هاي پير بورديو.
شماره ركورد
51328
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
سهيلا فغفوري
رشته تحصيلي
زبان انگليسي گرايش ادبيات
استاد راهنما
اسماعيل زهدي