• نويسنده اصلي

    نخعي ،سعيده

  • محل تحصيل
    دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    اين پژوهش كيفي و در زمرة مطالعات تفسيري است كه با بهره¬گيري از راهبرد پژوهشي پديدارشناسي تفسيري به كاوش تجارب زيستة كاركنان دانشگاه ولي¬عصر (عج) رفسنجان دربارة پديدة فراخوان در سازمان پرداخته است. به اين منظور، با استفاده از روش نمونه¬گيري نوعي و بر مبناي قاعدة اشباع نظري تعداد 30 نفر از كاركنان دانشگاه مزبور براي مشاركت در پژوهش انتخاب و به همكاري دعوت شدند. براي گردآوري داده¬ها از ابزار مصاحبة نيمه¬ساختاريافتة عميق استفاده شد. تحليل داده‌ها با رويكرد هفت مرحله¬اي ديكلمن و همكارانش (1989) در نرم¬افزار Maxqda انجام و براي اعتبار و اعتمادبخشي به داده‌ها از قابليت اعتبار، قابليت انتقال، قابليت اعتماد و قابليت تأييد آنها اطمينان حاصل شد. يافته¬هاي پژوهش در پنج ساحت سامان¬دهي شدند: موضوعات فراخوان در سازمان، خاستگاه فراخوان در سازمان، گونه¬هاي فراخوان در سازمان، هم¬زادهاي فراخوان در سازمان و پيامدهاي فراخوان بكام در سازمان. بر اساس ساحت نخست، مشخص شد كه موضوعات فراخوان در سازمان عبارتند از سازمان، كارراهه و شغل و كنش¬ها و واكنش¬هاي افراد در سازمان. همچنين معلوم شد كه خاستگاه¬هاي فراخوان در سازمان، طبق تجارب زيستة مشاركت¬كنندگان پژوهش عبارتند از بنيان¬هاي فرهنگي، نگرش-ها، احساسات مثبت، شهود و اهداف متعالي افراد. طبق يكي ديگر از يافته¬هاي پژوهش، بر اساس سه معيار آگاهي، ارادة انتخاب و نيت، هشت گونه براي فراخوان در سازمان شناسايي شد كه عبارتند از فراخواني آگاهانة قدسي، فراخواني آگاهانة مُلكي، فراخواندگي آگاهانة قدسي، فراخواندگي آگاهانة مُلكي، فراخواني ناخودآگاه قدسي، فراخواني ناخودآگاه مُلكي، فراخواندگي ناخودآگاه قدسي و فراخواندگي ناخودآگاه مُلكي. به علاوه، براي فراخوان بكام در سازمان، سه هم¬زاد ديگر نيز شناسايي شد كه عبارتند از فراخوان ناكام، فراخوان¬نما و نافراخوان. دست آخر، پيامدهاي فراخوان بكام كاوش شدند كه عبارت بودند از افزايش تعلق خاطر كاري، افزايش رضايت دروني، افزايش رفتارهاي شهروندي سازماني، افزايش فشار كاري و كاهش آرامش شخصي.
  • شماره ركورد
    52632
  • دانشگاه
    دانشگاه وليعصر رفسنجان
  • رشته تحصيلي
    مديريت دولتي
  • استاد راهنما
    مصطفي هادوي نژاد