عنوان
بررسي تطبيقي داستان هاي كوتاه زويا پيرزاد و آليس مونرو با رويكرد نقذد زن محور
نويسنده اصلي
آب آذر،عاطفه
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
آنچه كه در نگاه اول در رابطه با نقد فمينيستي به ذهن اكثر افراد خطور مي¬كند، اين مسئله است كه اين نقد، نقدي زنانه است و در ارتباط با زنان معنا مي¬يابد. رويكرد فمينيستي، رويكردي است كه در تمام شاخه¬هاي علوم نمود يافته است و از زواياي مختلف به دغدغه¬ها و مسائل زنان مي¬نگرد و در اين بين، ادبيات نيز از اين مقوله مجزا نيست و از آنجايي كه داستان، يكي از شاخه¬هاي ادبيات است، اين نقد در داستان به دو شيوه صورت مي¬گيرد. نخست، جلوه¬هاي زن را مدّ¬نظر قرار مي دهد كه در اين شيوه، شخصيت و نقش زن برجسته مي¬شود. دوم، نقد زنان است كه در اين شيوه به زنان نويسنده توجه مي¬شود. به عبارت ديگر، مؤلفه¬هاي نوشتار زنانه مورد توجه واقع مي¬گردد. آثار "زويا پيرزاد" با انعكاس دغدغه¬هاي زنانه و همچنين آثار "آليس مونرو" نيز با بازتاب دغدغه¬هاي زنان، كودكان و دختران نوجوان – جوان در زمره¬ي داستان¬هاي زن محوري است كه در دنياي داستان جا باز كرده¬اند. با توجه به اهميت آثار اين نويسندگان، اين پژوهش به شيوه¬ي توصيفي – تحليلي مبتني بر مؤلفه¬هاي نقد فمينيستي تلاش كرده است كه به واكاوي عناصر نوشتار زنانه در آثار نويسندگان مذكور بپردازد و به اين نتيجه دست يافته است كه در اين آثار، عناصر زنانه¬اي چون شخصيت، مكان، راوي، لحن، زبان و... نمود يافته است. همچنين در پايان به دليل تطبيقي بودن اين پژوهش، شباهت¬ها و تفاوت¬هاي نوشتاري اين نويسندگان نيز بيان گرديده است.
شماره ركورد
54375
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
نرگس باقري
رشته تحصيلي
زبان و ادب فارسي
استاد راهنما
جليل شاكري