نويسنده اصلي
هادوي قاسم آباد،ربابه
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
كيفيت تعامل و ارتباط ميان دو شاخص زبان و جنسيت در عرصۀ داستاننويسي؛ مبين اختلافاتي معنادار دركاربرد زبان توسط نويسنده با توجه به جنسيت اوست.به اين معني كه نويسندگان زن در آثار خود معمولا به صورت ناخودآگاه از زباني استفاده ميكنند كه با زبان نويسندگان مرد تفاوت دارد. ويژگيهاي زباني است كه زنان و مردان نويسنده از آن در نگارش خود بهره ميبرند. اين اختلاف چه برآمده از رويكردي آگاهانه باشد يا مقتضيات ژنتيكي و عوامل محيطي، بههرحال واقعيتي غيرقابلانكار است. اين موضوع موجب شد، زبانشناساني براي بررسي اختلافات زباني زنان و مردان ترغيب شوند. براي اولين بار ليكاف در سال 1975 با انتشار كتاب «زبان و جايگاه زنان» به صورت جدي، اختلافات زباني زنان و مردان را كه در آثارشان نمود زيادي داشت، تشريح كرد. شووالتر يكي از نظريهپردازان در حوزه فمينيسم، بر ضرورت بازخواني آثار زنان و بررسي شباهت و تفاوت آثار آنان با مردان تأكيد دارد. هدف او در نظريۀ نقد وضعي زنان، تعريف كردن چارچوبي مؤنث بر اساس تجارب زنانه است كه بهطوركلي زبان و جنسيت تمامي آثار ادبي را در برميگيرد. در اين پايان نامه ابتدا با بهرهگيري از نظرات زبانشناسانه و ديگر نظريات مرتبط به اين موضوع در آثار نظريهپردازان فمينيست، مثل شووالتر، مؤلفههاي نوشتار زنانه يعني ويژگيهاي زباني داستان هايي كه زنان نوشته اند ، تبيين شد؛ آنگاه با خوانش دقيق رمانهاي عطر رازيانه و مرواريدخاتون نوشتۀ فرشته ساري و شبهاي تهران و خانۀ ادريسيها نوشتۀ غزاله عليزاده، اين مختصات را در آثار آنان يافته و متن اثر را مطابق نظريۀ الين شووالتر مورد بررسي و تحليل قرار داديم. يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهد، رمان عطر رازيانه را مي توان به سنت نوشتاري مونث منتسب كرد. در رمان مرواريد خاتون وجه مونث بر وجه فمينيستي غلبه دارد. خانه ادريسي ها صرفا رماني فمينيستي است و در رمان شب هاي تهران وجه فمينيستي بر وجه سنت نوشتاري غلبه دارد.
شماره ركورد
55096
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
جليل شاكري
رشته تحصيلي
زبان وادبيات فارسي
استاد راهنما
سعيد حاتمي