عنوان
مقايسه نحوه ي مواجهه تفسيري مسلمانان و اهل كتاب با تئوري زيست شناختي فرگشت انسان
نويسنده اصلي
يزداني،طاهره
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
«نظريه فرگشت» كه اواسط قرن نوزدهم توسط «داروين» ارائه شد، مشتمل بر مكانيسمي به نام انتخاب طبيعي است كه بر تغييرات تدريجي و مستمر، تنازع بقا و انتخاب اصلح استوار ميباشد. اين نظريه با بعضي از اعتقادات رايج پيروان اديان توحيدي از جمله «نظريه خلقت در اديان ابراهيمي» در تعارض بود و باعث تشكيك در «برهان نظم»، تشكيك در «منزلت انسان» و رواج «اخلاق تكاملي» گرديد. داروين در اين نظريه تمام ويژگيهاي انسان را حالت تكامليافتهاي از حيوانات ابتدايي و سادهتر ميشمرد. بدينسان وجود انسان كه تا آن زمان مقدس و آسماني انگاشته ميشد به حوزه قوانين طبيعي تنزل كرد و با همان مقولاتي مورد ارزيابي قرار گرفت كه ساير جانداران ارزيابي ميشدند. گرچه نظريه فرگشت داروين امروزه در قالب «نظريه تركيبي فرگشت» اصلاح شده؛ اما همچنان ايده اصلي آن يعني عدم خلقت دفعي و جداگانه انواع به خصوص انسان پابرجا و مورد پذيرش زيستشناسان است.
بنابراين، اين تئوري در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ آﻣﻮزهﻫﺎي ديني مسائلي را در ﺣـﻮزه انسانﺷﻨﺎﺳـﻰ، ﺟﻬﺎنﺷﻨﺎﺳﻰ، الهيات، اخلاق و اﻋﺘﺒﺎر متن ﻣﻘـﺪس ايجاد نمود. انديشمندان مسيحي و مسلمان با روشهاي مختلف به مواجهه با آن برخاستند تا بتوانند تعارض ايجاد شده بين علم و دين را دفع يا رفع نمايند. اين پاياننامه به بررسي نظريه فرگشت و مقايسه ديدگاههاي انديشمندان و مفسران كتاب مقدس و قرآن در مواجهه با آن ميپردازد.
شماره ركورد
55238
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
آزاده تيموري -مجتبي عرب نژاد
رشته تحصيلي
علوم قرآن و حديث
استاد راهنما
فرهاد زينلي