• عنوان

    بررسي فرضيه بالاسا-ساموئلسون با تاكيد بر فراواني نسبي نيروي كار ماهر و غيرماهر

  • نويسنده اصلي

    اصغري نژاد،اعظم

  • محل تحصيل
    دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    هدف از پژوهش حاضر، بررسي فرضيه بالاسا-ساموئلسون با تاكيد بر نسبت نيروي كار ماهر به غيرماهر مي‌باشد. براي تحقق اين هدف با در نظر گرفتن دو گروه كشور، يك گروه با فراواني نسبي نيروي كار ماهر و گروه ديگر با فراواني نسبي نيروي كار غيرماهر تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي با استفاده از روش پانل ديتاي خودرگرسيوني با وقفه‌هاي توزيعي (Panel ARDL) مورد بررسي قرار گرفت. نتايج براي كشورهاي داراي فراواني نسبي نيروي كار ماهر نشان داد كه در دوره زماني مورد مطالعه، 2016-2002، تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز موثر حقيقي در كوتاه‌مدت برابر با 00305/0 و در بلندمدت برابر با 001234/0 بوده است. بنابراين فرضيه بالاسا-ساموئلسون هم در كوتاه‌مدت و هم در بلندمدت برقرار است. از طرف ديگر، نتايج براي كشورهاي داراي فراواني نسبي نيروي كار غيرماهر نشان داد كه در دوره زماني مورد مطالعه، 2016-2004، تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي در كوتاه‌مدت برابر با 0185/0- و در بلندمدت برابر با 0009096/0 بوده است. بنابراين اثر بالاسا-ساموئلسون در كوتاه‌مدت برقرار نبوده و در بلندمدت برقرار است. علاوه‌براين، فرضيه بالاسا‌-‌ساموئلسون براي اقتصاد ايران با استفاده از روش غيرخطي ماركوف-سوئيچينگ طي دوره زماني 2016-1973 مورد آزمون قرار گرفت. نتايج نشان داد كه تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي در دوره زماني مورد مطالعه قابل تفكيك به دو رژيم بوده، به‌طوري‌كه تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي در رژيم صفر برابر با 59/0- و در رژيم يك برابر با 84/0- بوده است. بنابراين رژيم صفر، رژيمي است كه در آن تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي كم و رژيم يك، رژيمي است كه در آن تاثير بهره‌وري بر نرخ ارز حقيقي زياد است. به طور كلي، فرضيه بالاسا-ساموئلسون در هيچ يك از دو رژيم براي اقتصاد ايران (داراي فراواني نسبي نيروي كار غيرماهر) برقرار نيست
  • شماره ركورد
    55694
  • دانشگاه
    دانشگاه وليعصر رفسنجان
  • استاد مشاور
    مسلم انصاري نسب
  • رشته تحصيلي
    علوم اقتصادي
  • استاد راهنما
    وحيد فرزام