عنوان
: بررسي تطبيقي ساختار روايت در رمان لولي خنده فروشِ علياكبر كرماني نژاد و كوليهايِ زاهاريا استانكو بر اساس نظريهي ژرارژنت
نويسنده اصلي
جليل ناغوني ،آرميتا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
ساختار روايت را علم روايتشناسي بررسي ميكند. از منظر روايتشناسي ساختارگرا، بررسي و تحليل هدفمند متون ادبي منجر به كشف شيوههاي توليد معنا و دستيابي به معاني تلويحي يك اثر خواهد شد. يكي از تأثيرگذارترين نظريهپردازانِ علم روايتشناسي، ژرارژنت است؛ وي با سه عامل زمان دستوري، وجه يا حال و هوا و لحن به تحليل متون ادبي پرداخته است. باوجود گستردگي آثار ادبي بيشترِ پژوهشگران به بررسي متون داستاني ميپردازند. اين جستار بر آن است تا با بررسي تطبيقي ساختار روايت در رمان كوليهايِ زاهاريا استانكو و لولي خنده فروشِ علياكبر كرماني نژاد، به بررسي زمان روايت بر اساس نظريهي ژرارژنت بپردازد. در ادامه به دو سؤال مطرحشده پاسخ داده خواهد شد: كدام مؤلفههاي زمان روايي در ساختار دو رمان مشتركاند و بهطور يكسان تكرار شدهاند؟ آيا در كاربرد اين الگو، علياكبر كرماني نژاد از زاهاريا استانكو متأثر بوده است؟ بررسي تطبيقي اين دو رمان ازآنجهت حائز اهميت است كه آثار دو نويسنده در محتوا، شيوهي بهكارگيري پيرنگ، نحوهي شخصيتپردازي، بهرهگيري از عناصرِ يكسان تكرارشونده و توجه به گروه خاصي از اجتماع، داراي مشابهتهاي فراوانياند. تحليل دو اثر، با توجه به زمان روايي در الگوي ژرارژنت، نشان ميدهد كه دو رمان در نظم و ترتيب زماني، بسامد و صدا داراي اشتراكاتياند ولي در وجه با هم متفاوتاند؛ همچنين در رمان كوليها باوجود توصيفهاي بسيار وجه غالب شتاب منفي است.
شماره ركورد
57823
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
حميدجعفري قريه علي
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
جليل شاكري