• عنوان

    مقايسه ميزوپروستول واژينال با سوند فولي در آمادگي سرويكس و القاء زايمان

  • نويسنده اصلي

    رشيدزاده، ثريا

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    جراحي زنان و زايمان
  • چكيده
    چكيده فارسي مقدمه: القاي زايمان در غياب شروع دردهاي زايماني به طور شايعي لازم است. انديكاسيونهاي شايع القا زايمان شامل پارگي پردهها در غياب شريوع زايمان، فشارخون بالا، وضعيتهاي غير اطمينان بخش جنين و حاملگي هاي گذشته از موعد ميباشند. امروزه روشهاي مختلفي براي اين كار وجود دارد از اين رو بررسي امنيت و عوارض و انتخاب بهترين روش يكي از دغدغههاي متخصصين زنان است. اين مطالعه با هدف مقايسه ميزوپروستول واژينال با سوند فولي در آمادگي سرويكس و القاء زايمان مي باشد. مواد و روشها: مطالعه به صورت كارآزمايي باليني تصادفي و بر روي زنان بارداري انجام گرفت كه انديكاسيون ختم بارداري به هر علت را داشتند. بيماران به دو گروه تقسيم شدند كه حداقل تعداد بيماران در هر گروه 60 نفر و در مجموع 120 نفر بود. در گروه اول ميزوپروستول به ميزان 25 ميكروگرم در فورنيكس خلفي واژن گذاشته شد و هر شش ساعت تا حداكثر سه دوز تكرار شد بعد از دوازده ساعت در صورت عدم ورود به فاز فعال از اكسي توسين براي ختم بارداري استفاده شد. در گروه دوم سوند فولي شماره 16 از طريق سرويكس وارد رحم شده و با بالن 30 ميلي ليتري از آب مقطر پر شده سپس انتهاي ديگر سوند جهت ايجاد كشش به يك سرم 500 ميلي ليتري وصل و از تخت بيمار آويزان شد. پس از شش ساعت در صورت عدم ورود به فاز فعال از اكسي توسين براي القاي زايمان استفاده شد. با استفاده از آمار توصيفي نتايج بر حسب متغيرهاي مورد نظر خلاصه سازي و گزارش شده و جهت مقايسه اين دو روش از نظر سرعت القا و نمره بيشاب از آزمون t مستقل و نيز جهت مقايسه اين دو روش از نظر تاكي سيستول از آزمون X² استفاده شد.ُ ل متغيرهاي مورد مطالعه: سن مادر، سن بارداري، تاكي سيستول، پرولاپس بند ناف، دفع مكونيوم، آتوني، آپگار نوزاد، bishop score ، سرعت ليبر و شكست القا بود كه در دو گروه با هم مقايسه شد. يافته ها: در اين مطالعه ميانگن سني زنان در دو گروه سوند فولي و ميزوپروستول با هم تفاوت داشت كه به لحاظ آماري اين تفاوت معني دار نبود اما ميانگين سني زنان در زايمان سزارين بيشتر از زايمان طبيعي بود كه از لحاظ آماري معني دار بود. ) p= 0.004 ) مسانگين سرعت ليبر در گروه سوند فولي بيشتر از ميزوپروستول واژينال بود كه از لحاظ آماري معني دار بود. ) p=0.000 ) تاكي سيستول در گروه ميزو پروستول بيشتر از گروه سوند فولي بود اما به لحاظ آماري معني دار نبود. ( p=0.224 ) تعداد زنان با زايمان طبيعي در گروه سوند فولي بيشتر از گروه ميزوپروستول واژينال بود ولي به لحاظ آماري معني دار نبود. ) p=0.695 ) بين نمره bishop 1 و bishop2 در دو گروه ميزوپروستول واژينال و سوند فولي تفاوت وجود دارد كه ميانگين نمره بيشاپ يك و دو در گروه سوند فولي بيشتر بود ولي به لحاظ آماري معني دار نبود. ) bishop 1 p= 0.217 ( ) bishop 2 p=0.06 ) بين نمره bishop 1 و bishop2 و نوع زايمان تفاوت وجود دارد به طوري كه ميانگين نمره bishop 1 و bishop2 در زنان با زايمان طبيعي بيشتر از سزارين است و اين از لحاظ آماري معني دار بوده. ( p=0.000 ) شكست القا در گروه سوند فولي بيشتر از گروه ميزوپروستول واژينال بوده كه از لحاظ آماري معني دار بوده است. ) p=0.015 ) م دفع مكونيوم در گروه ميزوپروستول واژينال بيشتر از سوند فولي بوده است اما به لحاظ آماري معني دار نبوده است. ) p=0.453 ) افت قلب جنين در گروه ميزوپروستول واژينال بيشتر از گروه سوند فولي بود اما به لحاظ آماري معني دار نبود. ) p=0.211 ) نمره آپگار در هر دو روش زايمان تفاوت چنداني با هم نداشتند. موردي از پرولاپس بند ناف در هيچكدام از گروهها گزارش نشد. نتيجه گيري: با توجه به نتايج به دست آمده كاربرد سوند فولي براي القاي زايمان در مقايسه با ميزوپروستول واژينال داراي نتايج بهتري بوده و ميتواند حتي جايگزيني مناسب براي آن باشد و بدينوسيله ميتوان از عوارض جانبي ميزوپروستول مانند احتمال تاكي سيستول و ديسترس جنيني جلوگيري كرد. كلمات كليدي: القاء زايمان، آمادگي سرويكس، ميزوپروستول، سوند فولي
  • شماره ركورد
    80929
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    زنان و زايمان
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    نسرين صوفي زاده